اسما

یک سایت دیگر با وردپرس فارسی

خطی مشی گذاری عمومی چه ویژگی ها و فرآیند هایی دارد؟

خطی مشی گذاری عمومی چه ویژگی ها و فرآیند هایی دارد؟

در عصر حاضر نیروي انسانی یکی از مهمترین شاخصهاي پیشرفت و توسعه یافتگی جوامع بشمار می رود. وکشوري می تواند مسیر رشد و بالندگی را طی نماید که با مشارکت تمامی اقشار جامعه زمینه هاي لازم براي شکوفایی استعدادهاي نهفته و بهره گیري از امکانات مادي,انسانی و فرهنگی جامعه را فراهم آورد. وقتی مشارکت در سازمانی پیاده شود،تمام کارکنان وجود خود را محترم ،با ارزش،کارساز یافته و خود را در سرنوشت سازمان سهیم می دانند و نسبت به سازمان تعهد پیدا میکنند.بنابر این دخالت و مشارکت کارکنان در تصمیم گیریهاي سازمان و بکارگیري نظرات آنان در عمل باعث افزایش حس مسئولیت پذیري و تعهد در قبال تصمیمات اتخاذ شده می گردد و مدیران باید کارکنان را در پیشبرد امور سازمانی با توجه به صلاحیت و کارایی شان سهیم نموده و به نظرات آنهادر خصوص مسائل سازمانی احترام قائل شوند و از این طریق تعهد کارکنان را به سازمان افزایش دهند.

ویژگیهاي خط مشی عمومی

1- پایداري خط مشی عمومی: (انعطاف پذیر باشد،پویائی لازم راداشته باشد ) خط مشی عموي باید یتواند با محیط متغیر و متحول تطبیق یافته و به نیازهاي گوناگونی در طول زمان پاسخ دهد.
2- آینده نگري واقع بینانه: واقعیت هاي زمان و مکان رادرنظر داشته و از اغراق درامکانات یا نادیده انگاشتنی امکانات موجود خود داري ورزدباید واقعیتهاي زمان و مکان را در نظر بگیردو از اغراق در امکانات یا نادیده انگاشتن امکانات موجود خودداري ورزد.
3- هدف داربودن: به طورارادي و به سوي هدفی خاص جهت داشته باشد عام بودن براي کل جامعه وضع شود.
4- عمومیت: اهداف متعدد را تحت پوشش قراردهد خط مشی هاي عمومی جزیی و خاص نبوده و حیطه هاي وسیع را در می گیرد .
5- گستردگی:فرهنگ،ارزش ،ایدئولوژي و جهان بینی ،نگرشی هاي اقتصادي ،سیاسی و…درخط مشی نمود داشته بادشد .
6- نماینگري: یکی دیگر از ویژگی هاي خط مشی عمومی ، متجلی کردن ویزگی هاي نظام سیستمی است.

فرایند خط مشی گذاري عمومی:

1- شناخت ودرك مسئله: عوامل بی شماري ممکن است در معرفی و ارائه یک مشکل به عنوان مشکل عمومی نقش داشته باشند از میان این عوامل می توان به تاثیر مطالعات ، سخرانیها، اجتماعات ، گزارشهاو… اشاره کرد که به نحوي نیازها و کمبودهاي شهروندان را بیان و به دنبال آن ضرورت پی گیري و اقدام از سوي نهادهاي دولتی احساس می شود.
2 – طرح مسئله در سازمانهاي دولتی: بعد از شناخت مسئله به عنوان یک مشکل عمومی ضرورت حل مسئله به سازمانهاي مختلف دولتی که متولیان جامعه در حل و فصل مشکلات اند مطرح می شود تا براي یافتن راه حل و جوابگوئی به خواستها و انتظارات عمومی اقدامات اجرائی خودرا شروع کنند.
3- تهیه و تدوین خط مشی عمومی: در این مرحله نیاز به رفع مشکلی احساس شده کارکنان سازمان سعی دارند به راه حل مطلوب براي حل مشکل دست یابند و با در نظر گرفتن تمام جوتنب مسئله به تهیه و تدوین خط مشی عمومی به صورت قانونی و مدون جهت اجرا باید ارائه شود.
4- قانونی کردن و مشروعیت بخشیدن به خط مشی عمومی: بعد از انتخاب راه حل اصلی نوبت به قانونی کردن خط مشی می رسد تا باطی مراحل قانونی خود مجوز اجراي آن را بر اساس نظام موجود اخذ نماید و با توجه به ابعاد مسئله و فراگیر بودن و نبودن آن دادگاهها و سازمانهاي اجرائی منفردا یا جامعا بر مشروعیت خط مشی تاکید و آنرا براي اجرا آماده سازند.
5- ابلاغ و اجراي خط مشی: بعد از این که خط مشی براي اجرا مجاز شناخته شد توسط مراجع به واحدهاي سازمانی براي اجرا ابلاغ می شود . اجراي دقیق خط مشی تابعی از سازماندهی نیروها ، امکانات ، هدایت مدیران و…..است.
6- ارزیابی خط مشی : با اجرا ي خط مشی فعالیتهاو عملیات خاتمه نمی پذیرد و ارزیابی جهت پاسخگوئی به مشکل عمومی باید به دقت به اجرا گذاشته شود که آیا مشکل برطرف شده یا یک مسئله جانبی دیگري بوجود امده است مراحل فوق به طور جدا از هم طی نمی شوند بلکه به صورت فرایندي پویا و داراي ارتباط چند سویه با هم شکل می گیرند.

اخبار مرتبط